Alper TAN
Tüm Yazılarıروابط امارات متحده عربی و اسرائیل بر پایه روند عادیسازی سریعی شکل گرفت که با «توافقنامههای ابراهیم» در سال ۲۰۲۰ آغاز شد. این توافقنامه، آغازگر روابط کامل دیپلماتیک میان دو طرف، افتتاح سفارتخانهها، لغو ویزا و برقراری پروازهای مستقیم بود. امارات پس از مصر (۱۹۷۹) و اردن (۱۹۹۴)، سومین کشور عربی شد که روابط خود را با اسرائیل عادیسازی کرد.
پس از امضای توافقنامه همکاری اقتصادی و تجاری، حجم مبادلات میان دو طرف بهسرعت افزایش یافت. تجارت دوجانبه در سال ۲۰۲۱ رشدی ۵۱۰ درصدی را تجربه کرد و در سال ۲۰۲۳ به حدود ۲.۹ تا ۳ میلیارد دلار رسید؛ این رقم در سال ۲۰۲۴ به حدود ۳.۲ میلیارد دلار افزایش یافت.
در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ توافقنامه «شراکت جامع اقتصادی» (CEPA) میان دو طرف امضا شد که هدف آن دستیابی به حجم تجاری ۱۰ میلیارد دلاری طی پنج سال بود. حجم سرمایهگذاریها از ۵ میلیارد دلار فراتر رفت. میلیونها اسرائیلی به امارات سفر کردند و همکاریهای گستردهای در حوزههایی چون فناوری، صنایع دفاعی، هوش مصنوعی، انرژیهای تجدیدپذیر، آب، کشاورزی و بهداشت شکل گرفت.
امارات به مهمترین شریک تجاری اسرائیل در منطقه تبدیل شد.
همکاریهای امنیتی و دفاعی نیز در مقابله با آنچه «تهدید ایران» خوانده میشود، ابعاد گستردهای پیدا کرد؛ از جمله تبادل اطلاعات، امنیت سایبری و سامانههای دفاع هوایی مانند سامانه اسرائیلی SPYDER. همچنین رزمایشهای مشترک و تلاش برای یکپارچگی منطقهای از طریق فرماندهی مرکزی آمریکا (CENTCOM) در دستور کار قرار گرفت.
با این حال، پس از حوادث ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ غزه، روابط دو طرف وارد مرحلهای از آزمون و فشار شد؛ هرچند ساختار اصلی همکاریها ــ بهویژه در حوزه تجارت، دفاع و پروازها ــ تا حد زیادی حفظ شد. امارات حملات حماس را محکوم کرد و در عین حال یکی از معدود کشورهایی بود که پروازهای خود با اسرائیل را ادامه داد. ابوظبی همچنین به غزه کمکهای بشردوستانه ارسال کرد، بیمارستان صحرایی ایجاد نمود و کشته شدن غیرنظامیان را محکوم کرد.
بهتدریج، دیپلماسی عمومی و فعالیتهای علنی میان امارات و اسرائیل کاهش یافت و بسیاری از مذاکرات اقتصادی محرمانهتر شد. امارات الحاق کرانه باختری را «خط قرمز» توصیف کرد و همچنان بر راهحل دو کشوری تأکید نمود. با وجود این، تجارت میان دو طرف در سال ۲۰۲۴ همچنان رشد داشت و بهنظر میرسید منافع راهبردی و اقتصادی بر اختلافات سیاسی غلبه کرده است.
در مجموع، روابط امارات و اسرائیل بر پایهای عملگرایانه شامل «تهدید مشترک ایران»، همکاریهای فناورانه و دفاعی و فرصتهای اقتصادی بنا شد. اگرچه جنگ غزه فضای سردی در عرصه افکار عمومی و دیپلماتیک ایجاد کرد، اما این پیوندها قطع نشد و حتی در برخی حوزهها مانند تجارت و لجستیک مقاومت خود را حفظ کرد. امارات در حالی که موضع انتقادی خود نسبت به مسئله فلسطین را حفظ کرده، همچنان شراکت راهبردی با اسرائیل را در اولویت قرار میدهد. با این حال، بهنظر میرسد روابط دو طرف در هفتههای اخیر وارد مرحلهای از بیاعتمادی و بحران جدی شده است.
بر اساس گزارش رسانههای اسرائیلی در ۱۲ مه ۲۰۲۶، مایک هاکبی، سفیر ایالات متحده در اسرائیل، در نشستی در دانشگاه تلآویو گفت: «ما اکنون در روند آتشبس قرار داریم، اما نمیدانیم این روند به کجا ختم خواهد شد.»
هاکبی سپس به کشورهای خلیج فارس اشاره کرد و افزود: «کشورهای خلیج اکنون فهمیدهاند که باید انتخاب کنند: آیا احتمال حمله از سوی ایران بیشتر است یا از سوی اسرائیل؟» وی با لحنی تهدیدآمیز مدعی شد که کشورهای خلیج فارس باید میان محور آمریکا ـ اسرائیل و ایران یکی را انتخاب کنند و پرسید: «شما میخواهید در کدام طرف باشید؟»
او با اشاره به عضویت امارات در توافقنامههای ابراهیم گفت: «اما ببینید امارات در نتیجه این توافق چه چیزهایی به دست آورده است. اسرائیل سامانههای گنبد آهنین و نیروهای متخصص برای بهرهبرداری از آن را به امارات فرستاد.»
بر اساس گزارش روزنامه «اسرائیل هیوم»، مایک والتز، نماینده دائم آمریکا در سازمان ملل، نیز در نشستی که از سوی نمایندگی اسرائیل در سازمان ملل در نیویورک برگزار شده بود، اعلام کرد که اسرائیل در جریان جنگ با ایران، سامانههای دفاع هوایی گنبد آهنین را به امارات منتقل کرده است.
اسرائیل در پوشش «حفاظت از امارات در برابر حملات»، در تلاش است ابوظبی را از درون تحت کنترل قرار دهد.
پایگاه خبری آمریکایی Axios که همواره اخبار مرتبط با عملیاتهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل را منتشر میکند، در گزارشی به تاریخ ۲۶ آوریل ۲۰۲۶ به نقل از «دو مقام اسرائیلی و یک مقام آمریکایی که نخواستند نامشان فاش شود»، مدعی شد همکاریهای نظامی، امنیتی و اطلاعاتی میان اسرائیل و امارات در جریان جنگ به بالاترین سطح خود رسیده است.
به گفته این منابع، بنیامین نتانیاهو پس از گفتوگو با محمد بن زاید آل نهیان در روزهای نخست جنگ، به ارتش اسرائیل دستور داده بود یک سامانه گنبد آهنین به همراه دهها نظامی اسرائیلی برای بهرهبرداری از آن به امارات اعزام شوند.
این منابع همچنین ادعا کردند که امارات پس از اسرائیل، نخستین کشوری است که از سامانه گنبد آهنین استفاده میکند و این سامانه توانسته دهها موشک ایرانی شلیکشده به سوی امارات را رهگیری کند.
هرچند این اقدام در ظاهر بهعنوان پاسخی فوری به نیازهای امنیتی امارات مطرح میشود، اما در واقع میتواند تهدیدی جدی برای امنیت و حتی موجودیت کشورهای خلیج فارس به شمار رود.
چرا چنین برداشتی وجود دارد؟
چرا دونالد ترامپ، که پس از ورود به کاخ سفید با تمجید فراوان از عربستان سعودی و امارات صدها میلیارد دلار سرمایه طلب کرده بود، اکنون از طریق سفیر خود در اسرائیل با لحنی تهدیدآمیز با این کشورها سخن میگوید؟
اسرائیل، ریاض و ابوظبی را «دوست» نمیبیند؛ بلکه صرفاً قصد استفاده از آنها را دارد.
بهنظر میرسد اسرائیل تلاش میکند امارات و عربستان را ــ که احتمال میدهد مانع اجرای پروژه IMEC شوند یا به دنبال مسیرهای جایگزین باشند ــ تحت فشار قرار دهد.
نتانیاهو در کنفرانس خبری ۱۹ مارس اعلام کرده بود که پس از پایان جنگ، قصد دارند با احداث خطوط لولهای جدید، نفت خاورمیانه را مستقیماً به بنادر اسرائیل منتقل کنند و عملاً نقش تنگه هرمز را از بین ببرند.
او گفت: «اگر خطوط لوله نفت و گاز از شبهجزیره عربستان مستقیماً به اسرائیل و بنادر مدیترانهای ما کشیده شود، این گلوگاهها برای همیشه از میان خواهند رفت. من این را تغییری واقعی میبینم که پس از جنگ رخ خواهد داد.»
دفتر نخستوزیری اسرائیل مدعی شد نتانیاهو سفری محرمانه به ابوظبی انجام داده است؛ اما امارات این موضوع را تکذیب کرد و اعلام نمود هیچ دیدار علنی یا محرمانهای صورت نگرفته است.
بهنظر میرسد اسرائیل با انتشار چنین اخباری، در پی آن است که امارات را در جهان اسلام بهعنوان «همکار اسرائیل» معرفی کرده و آن را در منطقه منزوی سازد.
اگر نتانیاهو واقعاً سفری محرمانه انجام داده بود، چرا دفتر او باید این سفر را علنی کند؟ آیا یک سیاستمدار خیرخواه، متحد خود را در چنین موقعیت دشواری قرار میدهد؟
آیا اسرائیل واقعاً سامانه گنبد آهنین را برای دفاع از امارات مستقر کرده، یا هدف اصلی، کنترل کامل این کشور از درون است؟
آمریکا و اسرائیل در حالی تلاش میکنند کشورهای خلیج فارس را وارد جنگ خود با ایران کنند که این جنگ اساساً ارتباطی به منافع این کشورها ندارد. آیا هدف واقعی نابودی ایران است؟ یا ایجاد جنگی فرقهای میان شیعه و سنی در جهان اسلام و تداوم حضور سلطهجویانه خود در منطقه؟
چه کسی حملات «پرچم دروغین» را انجام میدهد؟
از زمان آغاز حملات علیه ایران در ۲۸ فوریه، حملات پهپادی و موشکی متعددی علیه کشورهای خلیج فارس ــ بهویژه امارات ــ صورت گرفته است. تهران بسیاری از این حملات را تکذیب کرده است. اگر ایران عامل این حملات نیست، پس چه کسی میتواند پشت آن باشد؟
گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد اسرائیل در برخی مناطق عراق پایگاههای نظامی مخفی دارد. آیا ممکن نیست پایگاههایی مشابه در داخل ایران نیز وجود داشته باشد؟ آیا اسرائیل نمیتواند با سوءاستفاده از شرایط جنگی و ضعف کنترل تهران، از خاک ایران برای حمله به کشورهای همسایه استفاده کند؟
بر اساس گزارشی در Middle East Monitor، «معن الجبوری» مشاور پیشین وزارت دفاع عراق، گفته است که تحرکات نظامی اسرائیل در مناطق بیابانی عراق تحت پوشش آمریکا انجام میشود و واشنگتن مقامات بغداد را «فریب داده است.»
او افزود: «این پایگاهها نتیجه شرایطی است که منطقه تجربه میکند. عراق به صحنه بسیاری از فعالیتهای نظامی و عملیاتی تبدیل شده است.»
در ۲۰ مه، امارات اعلام کرد پهپادهایی که هفته قبل نیروگاه هستهای براکه را هدف قرار دادند، از عراق به پرواز درآمده بودند و گروههای شبهنظامی مورد حمایت ایران همچنان زیرساختهای انرژی خلیج فارس را هدف قرار میدهند. اما پرسش اینجاست: آیا واقعاً ایران پشت این حملات است یا اسرائیل؟
با توجه به تحولات منطقه، بهنظر میرسد عربستان سعودی این دام را درک کرده و در تلاش است برای مقابله با آن، ساختاری شبیه «توافقنامه هلسینکی» میان کشورهای منطقه ایجاد کند؛ موضوعی که ظاهراً موجب نگرانی شدید آمریکا و اسرائیل شده است.
در گزارشی که توسط حساب کاربری Tactical Report در شبکه X منتشر شد، آمده است:
«در ۸ مه ۲۰۲۶، شیخ منصور بن زاید، معاون رئیس امارات، به آنکارا سفر کرد و با رجب طیب اردوغان دیدار نمود. پس از این سفر، تماس تلفنی میان محمد بن زاید و اردوغان برقرار شد و دو طرف درباره تحولات منطقه گفتوگو کردند. این دیدارها نشاندهنده تلاش امارات برای بازتعریف موقعیت سیاسی و راهبردی خود در منطقه پس از تحولات اخیر است.»
از این تحولات میتوان چنین برداشت کرد که امارات متحده عربی در حال جستوجوی مسیرها و ائتلافهای جدیدی برای رهایی از بازی پیچیدهای است که آمریکا و اسرائیل علیه آن طراحی کردهاند؛ موضوعی که میتواند نشانه تحولات بسیار مهمی در آینده نزدیک منطقه باشد.
در واقع، این اقدامی بسیار دیرهنگام است. چرا امارات اجازه میدهد تا این اندازه با آن بازی شود؟ چرا بهگونهای رفتار میکند که گویی مشتاق ورود به جنگ با ایران است؟ آیا آنقدر بیتجربهاند که نتوانند تشخیص دهند این یک تله بزرگ است؟ آیا هنوز نفهمیدهاند که این ذهنیت منحرف که همه غیر از بنیاسرائیل را «موجوداتی شبهانسان» میداند، هرگز نمیتواند دوست واقعی باشد؟
آیا مدیریت ابوظبی آنقدر ناتوان است که نبیند اوکراین چگونه پس از تحریک علیه روسیه، در نهایت تنها و درمانده رها شد؟ اسرائیل تاکنون واقعاً با چه کسی توانسته رابطهای دوستانه و پایدار برقرار کند؟ آیا کسانی که در غزه دهها هزار کودک و غیرنظامی بیگناه را قتلعام کردهاند، نسبت به فرزندان امارات رحم و شفقت نشان خواهند داد؟ آیا زمان آن نرسیده که همه این مسائل مورد بازنگری قرار گیرد؟
در ایدئولوژی صهیونیستی، تمام غیر یهودیان در قالب مفهوم «عمالیق» تعریف میشوند؛ یعنی دشمنان ازلی یهود که باید نابود شوند. این موضوع بخشی اساسی از بنیانهای اعتقادی آنان تلقی میشود و سیاست نمیتواند آن را تغییر دهد. هیچکس نباید این واقعیت را نادیده بگیرد.
امارات متحده عربی باید هرچه سریعتر به خود آید و درک کند که نمیتوان با اسرائیل رابطهای واقعی و مطمئن برقرار کرد. باید بفهمد که همپیمانی با چنین بازیگری همانند خوابیدن در کنار خرس و مار است. ابوظبی باید هرچه زودتر با کشورهای دوست و برادر وارد ائتلاف شود و در برابر اسرائیل موضعی قاطع اتخاذ کند.
در غیر این صورت، این ساختار قدرت که تشنه خون مسلمانان است، میتواند بهراحتی امارات را ــ که از نظر مادی و معنوی دارای جایگاهی مهم در منطقه است ــ بهطور کامل تحت سلطه خود درآورد.
آلپر تان
۲۰ مه ۲۰۲۶
Güncel Yazıları
اسرائیل، با وجود آنکه امارات متحده عربی یکی از نزدیکترین متحدان منطقهای آن محسوب م..
24 Mayıs 2026
Analiz-اسرائیل، با وجود آنکه امارات متحده عربی یکی از نزدیکترین متحدان منطقهای آن ..
24 Mayıs 2026
Analiz- اسرائیل، با وجود آنکه امارات متحده عربی یکی از نزدیکترین متحدان منطقهای آن..
24 Mayıs 2026
Why Is Israel Manipulating the UAE Despite Being a Close Ally?
22 Mayıs 2026
İsrail, Yakın Müttefik Olmasına Rağmen BAE ile Neden Oynuyor?
20 Mayıs 2026
على دول الخليج أن تتوحد فورًا… وإلا فإن دولتين يقودهما زعيمان متعطشان للدماء تترصدان ..
16 Mayıs 2026
Gulf Countries Must Unite Urgently, Otherwise the Eyes of Two Bloodthirsty Leaders Ar..
14 Mayıs 2026
کشورهای خلیج فارس باید فوراً متحد شوند؛ در غیر این صورت، دو رهبر جنگطلب این کشورها ر..
14 Mayıs 2026
Körfez Ülkeleri Acilen Birleşmeli, Aksi Takdirde Gözünü Kan Bürümüş İki Liderin Gözü ..
13 Mayıs 2026
Düşmanlar Çok Tedirgin, Mazlumlar Çok Umutlu, Çünkü Dünya Sert Dönüyor
09 Mayıs 2026
Why Is Athens Condemning Itself to a War Agenda? Are You Willing to Discuss the Unifi..
04 Mayıs 2026
Atina Neden Kendini Savaş Gündemine Mahkum Ediyor? Yunanistan’ın Türkiye ile Birleşme..
03 Mayıs 2026
Eski Düzen Tamamen Çökerken Ortadoğu’daki Savaşların Dumanı Altında Yeni Küresel Düze..
29 Nisan 2026
Analiz- آیا در ایالات متحده آمریکا و اسرائیل بهطور پنهانی کودتا یا انقلابهایی رخ دا..
24 Nisan 2026
Analiz- هل تم تنفيذ انقلابات أو ثورات سرّية في الولايات المتحدة وإسرائيل؟..
23 Nisan 2026