Alper TAN

Tüm Yazıları

نیکول پاشینیان ارمنستان را از لبه پرتگاه نجات داد-Analiz

11 Haziran 2026
h4 { font-size: 24px !important; } Print Friendly and PDF

در این نوشتار تلاش خواهیم کرد اهمیت سیاست‌هایی را که نیکول پاشینیان، نخست‌وزیر ارمنستان، دنبال کرده است در بستر تاریخ ارمنیان بررسی کنیم. اما پیش از آن، نگاهی کوتاه به حدود هزار سال تاریخ این ملت خواهیم داشت.

روابط ارمنیان در دوره سلجوقیان (قرون یازدهم تا سیزدهم)

زمانی که سلجوقیان وارد آناتولی شدند، به‌ویژه پس از نبرد ملازگرد در سال ۱۰۷۱، برخی از جوامع ارمنی که تحت فشار شدید امپراتوری بیزانس قرار داشتند، ترکان را به چشم رهایی‌بخش نگریستند. آنان نسبت به سلجوقیان همدلی نشان دادند و برخی نیز به آنان کمک کردند یا موضعی بی‌طرفانه اتخاذ نمودند. با این حال، در ادامه، پادشاهی ارمنی کیلیکیه در جریان جنگ‌های صلیبی با نیروهای لاتین، یعنی صلیبیان، متحد شد و علیه سلجوقیان و امارت‌های ترک آناتولی با آنان همکاری کرد.

در قرن سیزدهم و هم‌زمان با یورش مغولان نیز بخشی از نیروهای ارمنی با مغولان همراه شدند و در برابر دولت سلجوقی از آنان حمایت کردند. آنان در هر دوره راهبرد حمایت از قدرت برتر را برگزیدند، اما در بلندمدت نتوانستند موجودیت مستقل خود را حفظ کنند و منطقه تحت حاکمیت ترکان قرار گرفت.

دوره عثمانی (قرون نوزدهم و بیستم)

ارمنیان که در امپراتوری عثمانی برای مدت طولانی با عنوان «ملت صادقه» شناخته می‌شدند، از قرن نوزدهم به بعد تحت تأثیر جریان‌های ملی‌گرایانه و تحریک قدرت‌های بزرگ، به شورش و مخالفت روی آوردند.

در جریان جنگ عثمانی و روسیه در سال‌های ۱۸۷۷ تا ۱۸۷۸، شمار قابل توجهی از ارمنیان به عنوان راهنما، جاسوس و حامی در کنار ارتش روسیه قرار گرفتند. در دوران اشغال روسیه نیز علیه جمعیت مسلمان و ترک اقدامات خشونت‌آمیز انجام دادند. پس از جنگ، با معاهده برلین، موضوع «اصلاحات ارمنی» به یک مسئله بین‌المللی تبدیل شد.

از دهه ۱۸۹۰ به بعد، سازمان‌هایی همچون هنچاک و داشناک با همکاری روسیه، بریتانیا و فرانسه در پی تحقق رؤیای ارمنستان مستقل بودند. آنان دست به اقدامات خشونت‌آمیز زدند و شورش‌هایی همچون ساسون و زیتون را سازمان‌دهی کردند.

در خلال جنگ جهانی اول (۱۹۱۴-۱۹۱۸)، هنگامی که ارتش روسیه به شرق آناتولی حمله کرد، گروه‌های مسلح و واحدهای داوطلب ارمنی مستقیماً با روس‌ها همکاری کردند. آنان در پشت جبهه ارتش عثمانی شورش‌ها، خرابکاری‌ها و حملاتی علیه روستاهای مسلمان‌نشین ترتیب دادند. رخدادهایی همچون قیام وان نیز در همین دوره به وقوع پیوست. هدف این همکاری، تضعیف جبهه داخلی عثمانی بود.

به بیان دیگر، ارمنیان در مقاطع مختلف تاریخی غالباً راهبرد حمایت از نیرویی را دنبال کردند که در آن زمان از قدرت بیشتری برخوردار بود و در پی تسلط بر منطقه به شمار می‌رفت. هرچند این رویکرد در کوتاه‌مدت مزایایی برای آنان به همراه داشت، اما در بسیاری از موارد با شکست طرف مورد حمایتشان، خود نیز متحمل خسارت شدند و بخش بزرگی از آنان ناچار به مهاجرت یا پرداخت هزینه‌های سنگین گردیدند. این چرخه را می‌توان نتیجه وابستگی به قدرت‌های امپریالیستی و پیگیری اهدافی دانست که با واقعیات سیاسی و جغرافیایی سازگار نبودند. تاریخ بارها نشان داده است که جوامع کوچک، در صورت ناتوانی در برقراری صلح پایدار با همسایگان قدرتمند خود، با چالش‌های جدی مواجه می‌شوند. تجربه تاریخی ارمنیان نیز از این منظر قابل تأمل است.

قدرت‌های بزرگ و بهره‌برداری از بازیگران ضعیف

قدرت‌های بزرگ معمولاً با توجه به منافع خود، دولت‌های وابسته ایجاد می‌کنند یا کشورهای کوچک و ضعیف را تحت نفوذ قرار می‌دهند و از آن‌ها به عنوان ابزار سیاست‌های خود بهره می‌برند. در این چارچوب، از دیدگاه نویسنده، کشورهایی مانند یونان، ارمنستان، اداره قبرس جنوبی یونانی و اسرائیل در چنین موقعیتی قرار گرفته‌اند. برخی از کشورهای حوزه خلیج فارس نیز در این دسته‌بندی جای می‌گیرند. در مناطق مختلف جهان نیز نمونه‌های دیگری از دولت‌های مصنوعی وجود دارند که گرچه ظاهراً مستقل هستند، اما استقلال آن‌ها بیش از آنکه واقعی باشد، ظاهری و نمادین است. این کشورها از منظر جمعیتی، نظامی، اقتصادی یا تجربه تاریخی، ظرفیت کافی برای ایفای نقش کاملاً مستقل را در اختیار ندارند.

وسواس ارمنستان پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی

ارمنستان با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و دستیابی به استقلال، متأسفانه در یکی از مهم‌ترین پیش‌داوری‌های تاریخی خود گرفتار شد. حوزه نفوذ روسیه، محاسبات راهبردی ایالات متحده، فرانسه، آلمان، بریتانیا و دیگر قدرت‌های غربی، همراه با تبلیغات مسموم دیاسپورای غیرمسئول ارمنی، این کشور کوچک قفقازی را عملاً به یک عروسک خیمه‌شب‌بازی تبدیل کرد. دولت‌هایی که سال‌ها با شعار «ترکیه نسل‌کش» در عرصه بین‌المللی کارزارهای تخریب وجهه ترکیه را پیش بردند و با دامن زدن به دشمنی‌های مصنوعی با همسایگان خود عمل کردند، ارمنستان را به لبه پرتگاهی عمیق سوق دادند.

پس از استقلال، دولت‌های ارمنستان تحت فشار لابی‌های دیاسپورا، به جای حرکت به سوی عادی‌سازی روابط با ترکیه، همواره مسائل تاریخی ساخته‌وپرداخته را زنده نگه داشتند. آنان از طریق ادعاهای «نسل‌کشی» در پارلمان‌های غربی قطعنامه‌هایی به تصویب رساندند و با فعالیت‌های لابی‌گری تلاش کردند ترکیه را تحت فشار قرار دهند. این روند، روابط میان دو کشور همسایه و دو ملت را بیش از پیش تیره کرد و مسئله را به بن‌بست کشاند. از دیدگاه نویسنده، هدف اصلی این سیاست‌ها صلح نبود، بلکه ایجاد بی‌ثباتی در منطقه، حفظ نفوذ روسیه، تأمین کنترل غرب بر کریدورهای انرژی قفقاز و تضعیف ترکیه بود. در نتیجه، ارمنستان به یکی از ابزارهای این رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شد.

روند مینسک: نه راه‌حل، بلکه سازوکار انجماد بحران

میانجی‌گری گروه مینسک، که با ریاست مشترک روسیه، آمریکا و فرانسه فعالیت می‌کرد، سال‌ها ادامه یافت اما نتوانست راه‌حلی عملی ارائه دهد. این روند طرفین را پای میز مذاکره نگه داشت، اما هیچ گام ملموسی در جهت حل بحران برنداشت. برعکس، وضع موجود را حفظ کرد و عملاً کنترل سرزمین‌های اشغالی جمهوری آذربایجان را در اختیار ارمنستان باقی گذاشت. نه بازگشت سرزمین‌ها محقق شد، نه بازگشت آوارگان و نه صلحی پایدار شکل گرفت. این روند بیشتر به ابزاری برای خرید زمان و حفظ وابستگی ارمنستان به روسیه تبدیل شد و در نهایت نیز بدون دستیابی به راه‌حلی واقع‌بینانه عملاً متوقف گردید.

بن‌بست، ارمنستان را به سوی فروپاشی سوق داد

در این سال‌ها اقتصاد ارمنستان دچار رکود شد و سطح رفاه عمومی کاهش یافت. جمعیت کشور با سرعت رو به کاهش گذاشت. پس از استقلال، حدود ۷۰۰ هزار تا یک میلیون و ۳۰۰ هزار ارمنی کشور را ترک کردند. موج مهاجرت عمدتاً به روسیه و کشورهای غربی روانه شد. جمعیتی که در کشور باقی ماند نیز با فقر عمیق دست‌وپنجه نرم کرد؛ به‌گونه‌ای که نرخ بیکاری و فقر برای سال‌های طولانی بالاتر از ۳۰ درصد باقی ماند. اقتصاد کشور با اتکا به درآمدهای ارسالی مهاجران سرپا نگه داشته شد، اما توان خوداتکایی خود را از دست داد. در همین حال، بخشی از دیاسپورای ارمنی که در کشورهای دیگر از رفاه برخوردار بود، همچنان دولت‌های ایروان را به پیگیری رؤیای «ارمنستان بزرگ» تشویق می‌کرد و مانع شکل‌گیری سیاست‌های واقع‌بینانه می‌شد.

جغرافیا سرنوشت است. ارمنستان همچون جزیره‌ای کوچک در میان دریایی از دولت‌های ترک‌زبان گرفتار شده است. بدون بهبود روابط با ترکیه و جمهوری آذربایجان، بدون گشودن مرزهای خود و بدون ورود به فرایندهای همگرایی اقتصادی، ادامه حیات و توسعه پایدار برای این کشور بسیار دشوار خواهد بود. مرزهای بسته، مسیرهای تجاری مسدود و انزوای منطقه‌ای، ارمنستان را فقیرتر ساخت، موجب مهاجرت گسترده جوانان شد و چشم‌انداز آینده آن را تیره کرد. وظیفه یک رهبر واقع‌گرا آن است که این واقعیت جغرافیایی را بپذیرد و ملت خود را از این بن‌بست خارج کند.

اقدام جسورانه پاشینیان

رهبران واقعی کسانی هستند که ریسک می‌کنند. نیکول پاشینیان زمانی که این میراث سنگین را به ارث برد، تصمیمی رادیکال اتخاذ کرد. او در مناقشه قره‌باغ ریسک کرد و واقعیت‌ها را بر زبان آورد. با بیان این جمله که «قره‌باغ ارمنستان نیست»، پذیرفت که ارمنستان در سرزمین‌های جمهوری آذربایجان در موقعیت اشغالگر قرار داشته است. او تلاش کرد جامعه خود را از رؤیاهای اغراق‌آمیزی که سال‌ها به آن القا شده بود دور کند. در تحولات سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۳ نیز به جای مقابله با آنچه در این متن «مطالبات مشروع جمهوری آذربایجان» توصیف شده است، گام‌هایی واقع‌بینانه برداشت. تخلیه سرزمین‌های اشغال‌شده و آغاز روند عادی‌سازی از جمله این اقدامات بود.

این تصمیم‌ها آسان نبودند. در داخل کشور با مخالفت سیاسی روبه‌رو بود و در خارج نیز تحت فشار دیاسپورای ارمنی و روسیه قرار داشت. با این حال، پاشینیان با وجود احتمال آنکه از سوی بخشی از جامعه خود «خائن» خوانده شود، با شجاعت به مسیر خود ادامه داد. این اقدامات، ارمنستان را از بحرانی بزرگ و شاید از ویرانی‌های گسترده‌تر نجات داد.

در نتیجه

قدرت‌های امپریالیستی از ارمنستان برای تأمین منافع خود بهره‌برداری کردند. روسیه از طریق پایگاه‌های نظامی خود و غرب از طریق مفاهیمی مانند «دموکراسی» و «نسل‌کشی»، ایروان را به ابزاری در سیاست‌های خود تبدیل کردند. فرانسه و آلمان از طریق لابی‌ها فشار وارد کردند و آمریکا برای حفظ موازنه‌های راهبردی از ارمنستان حمایت سیاسی به عمل آورد. اما این حمایت‌ها موجب توسعه و رفاه ارمنستان نشد؛ نه فقر را کاهش داد و نه زندگی مردم را بهبود بخشید، بلکه صرفاً به تداوم منازعه کمک کرد.

پاشینیان تلاش کرد این چرخه را بشکند. او چشم‌انداز «ارمنستان واقعی» را مطرح کرد؛ تصوری که بر واقع‌گرایی استوار بود نه بر آرمان‌گرایی. او وعده کشوری داد که با همسایگان خود در صلح زندگی کند.

مردم ارمنستان نیز او را درک کردند و این بازی را شناختند. حمایت اکثریت رأی‌دهندگان از پاشینیان در انتخابات، نوعی بیداری سیاسی بود. آنان سیاست‌های ماجراجویانه‌ای را که از سوی دیاسپورا و نخبگان قدیمی ترویج می‌شد، رد کردند و راه «صلح و عادی‌سازی» را برگزیدند. این امر یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ارمنستان به شمار می‌رود. مردم به جای وابستگی به بازی‌های قدرت‌های خارجی، آینده خود را در همگرایی منطقه‌ای جست‌وجو کردند.

پاشینیان گام‌هایی پرریسک اما شجاعانه برداشت

اقدامات پاشینیان پرریسک بود، اما ضروری به نظر می‌رسید. اراده برای بهبود روابط با ترکیه و جمهوری آذربایجان، گشایش مرزها و توسعه همکاری‌های اقتصادی، به‌عنوان راه برون‌رفت ارمنستان از مشکلات معرفی شد. بازگشت از لبه پرتگاه آسان نیست، اما رهبری واقع‌بینانه، حمایت مردم و واقعیت‌های تحمیل‌شده از سوی جغرافیا، چشم‌انداز امیدوارکننده‌ای را ترسیم می‌کند.

اگر ارمنستان این مسیر را ادامه دهد، می‌تواند از فقر، مهاجرت و انزوا رهایی یابد. در غیر این صورت، بار دیگر قربانی بازی‌های گذشته خواهد شد. تاریخ معمولاً کسانی را که تصمیم‌های شجاعانه، منطقی و منسجم می‌گیرند، پاداش می‌دهد. اگر پاشینیان در این آزمون موفق شود، ممکن است نام او به عنوان «رهبر نجات‌دهنده ارمنستان» در تاریخ ثبت شود. صلح منطقه‌ای نه تنها به سود دو طرف، بلکه به نفع کل قفقاز است. ترکیه و جمهوری آذربایجان همواره خواهان صلح و رفاه با همسایگان خود بوده‌اند. اکنون نوبت ایروان است که به این دعوت پاسخی صادقانه بدهد.

 

آلپر تان

۹ جون ۲۰۲۶

مترجم: عبدالستار کاوه

 

Güncel Yazıları

نیکول پاشینیان ارمنستان را از لبه پرتگاه نجات داد-Analiz..

11 Haziran 2026


Analiz- نيكول باشينيان أنقذ أرمينيا من حافة الهاوية..

10 Haziran 2026


Nikol Paşinyan Ermenistan'ı Uçurumun Kenarından Kurtardı

09 Haziran 2026


اتفاقات أبراهام باطلة، والآن زمن الاتفاقات المحمدية-Analiz..

06 Haziran 2026


Abraham Accords Are No Longer Valid; Now the Era of Muhammadan Agreements Begins

05 Haziran 2026


پیمان‌های ابراهیمی بی‌اعتبار شده‌اند؛ اکنون دوران پیمان‌های محمدی فرارسیده است-Analiz..

04 Haziran 2026


Abraham Anlaşmaları Geçersiz, Şimdi Muhammedî Anlaşmalar Dönemi

02 Haziran 2026


Analiz-     لماذا يراوغ الاحتلال الإسرائيلي الإمارات رغم كونها حليفًا مقرّبًا؟..

25 Mayıs 2026


اسرائیل، با وجود آن‌که امارات متحده عربی یکی از نزدیک‌ترین متحدان منطقه‌ای آن محسوب م..

24 Mayıs 2026


Analiz-اسرائیل، با وجود آن‌که امارات متحده عربی یکی از نزدیک‌ترین متحدان منطقه‌ای آن ..

24 Mayıs 2026


Analiz- اسرائیل، با وجود آن‌که امارات متحده عربی یکی از نزدیک‌ترین متحدان منطقه‌ای آن..

24 Mayıs 2026


Why Is Israel Manipulating the UAE Despite Being a Close Ally?

22 Mayıs 2026


İsrail, Yakın Müttefik Olmasına Rağmen BAE ile Neden Oynuyor? 

20 Mayıs 2026


على دول الخليج أن تتوحد فورًا… وإلا فإن دولتين يقودهما زعيمان متعطشان للدماء تترصدان ..

16 Mayıs 2026


Gulf Countries Must Unite Urgently, Otherwise the Eyes of Two Bloodthirsty Leaders Ar..

14 Mayıs 2026

Tüm hakları SDE'ye aittir.
Yazılım & Tasarım OMEDYA