Alper TAN

Tüm Yazıları

Analiz- آیا در ایالات متحده آمریکا و اسرائیل به‌طور پنهانی کودتا یا انقلاب‌هایی رخ داده است؟

24 Nisan 2026
h4 { font-size: 24px !important; } Print Friendly and PDF

از تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۲۳، یعنی آغاز عملیات «طوفان الاقصی»، تاکنون، بررسی پیامدهای سیاست‌هایی که ایالات متحده آمریکا و اسرائیل دنبال کرده‌اند، ما را به طرح پرسشی مهم و در عین حال شگفت‌انگیز سوق می‌دهد.

ایالات متحده آمریکا به‌تدریج در حال فرو رفتن در بحرانی عمیق و چندلایه است. سیاست مبتنی بر تهدید و فشار که در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ برجسته شده، این کشور را در مسیری بسیار خطرناک قرار داده است. تهدیدهایی مانند تبدیل کانادا به «ایالت پنجاه‌ویکم» و تلاش برای تصاحب گرینلند (به‌عنوان قلمرو دانمارک)، موجب شکل‌گیری تنش‌های جدی و گسست‌های سیاسی و عاطفی میان متحدان شده است. در این چارچوب، کانادا به‌دنبال ایجاد توافقات جایگزین با چین، اروپا و ترکیه حرکت کرده است.

در همین حال، روابط ایالات متحده با مکزیک نیز به‌دلیل اختلافات تجاری، مسائل مهاجرتی و سیاست‌های مبارزه با مواد مخدر با تنش همراه است. کشورهای اروپایی، به‌ویژه آلمان، فرانسه و بریتانیا، به‌دلیل اختلاف‌نظر در موضوعاتی مانند ناتو، تعرفه‌های تجاری، حمایت از اوکراین و سیاست‌های اقلیمی، نوعی بحران در روابط فراآتلانتیک را تجربه می‌کنند و به‌دنبال مسیرهای همکاری جدید، به‌ویژه با چین، هستند.

در سال ۲۰۲۶، عملیات ربایش رئیس‌جمهور ونزوئلا، نیکولاس مادورو، همراه با همسرش توسط ایالات متحده و مداخله نظامی در این کشور، روابط دو طرف را به‌طور کامل خصمانه کرده است.

در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، جنگی بسیار ویرانگر علیه ایران توسط ایالات متحده و اسرائیل آغاز شد. این اقدام، موجب افزایش بی‌سابقه احساسات ضدآمریکایی و ضداسرائیلی در میان مردم ایران شد. این خشم و نفرت، تنها محدود به ایران نمانده و با تأثیری جهانی، به واکنش‌های شدید در سطح منطقه و جهان منجر شده است.

سیاست دوگانه ایالات متحده در قبال چین نیز به اهداف موردنظر دست نیافته و حتی موجب افزایش واکنش‌های منفی در میان افکار عمومی چین شده است. در حالی که جنگ تجاری میان دو کشور ادامه دارد، تلاش‌های مقطعی برای رسیدن به «توافق بزرگ» نوعی تناقض و ضعف در سیاست‌گذاری را نشان می‌دهد.

برخی از متحدان سنتی آمریکا، از جمله هند، با درس‌گرفتن از این تحولات، به‌ویژه در حوزه‌های دفاعی و امنیتی، به سمت روسیه گرایش پیدا کرده‌اند. همچنین کشورهایی مانند ژاپن و کره جنوبی که از زمان جنگ جهانی دوم تحت حمایت آمریکا بوده‌اند، به‌تدریج در حال فاصله گرفتن از واشنگتن هستند.

در آمریکای لاتین، ایالات متحده با دولت‌های چپ‌گرا در کشورهایی مانند برزیل و کلمبیا دچار تنش ایدئولوژیک شده است. در این میان، لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا، رئیس‌جمهور برزیل، از منتقدان سرسخت سیاست‌های آمریکا به شمار می‌رود. وی با لحنی تند، این سیاست‌ها را مبتنی بر تولید روایت‌های نادرست برای مشروعیت‌بخشی به مداخلات نظامی دانسته و خواستار پایان دادن به این روند شده است.

وی همچنین با اشاره به هزینه‌های سنگین نظامی در سطح جهان، از نهادهایی مانند سازمان ملل متحد انتقاد کرده و خواستار اصلاح ساختار تصمیم‌گیری در این سازمان شده است.

سیاست «اول آمریکا» موجب ناامیدی حتی در میان متحدان سنتی این کشور شده و تصویر ایالات متحده در افکار عمومی جهانی به‌شدت تضعیف شده است. تهدیدهای مکرر علیه ناتو نیز موجب افزایش شکاف در این ائتلاف شده است.

در این میان، حتی اسرائیل که از حمایت ویژه ایالات متحده برخوردار است، در برخی موارد صدای انتقاد خود را افزایش داده است. کشورهایی مانند بریتانیا، لهستان، استرالیا و نیوزیلند نیز به‌دنبال گزینه‌های جایگزین هستند. در اروپا، ویکتور اوربان که از حامیان اصلی اسرائیل و ترامپ به شمار می‌رفت، در انتخابات اخیر با کاهش قابل‌توجه حمایت مواجه شده است.

جنگ اخیر علیه ایران، کشورهایی مانند عربستان سعودی، کویت، قطر، بحرین و امارات متحده عربی را نیز نسبت به اعتماد به آمریکا دچار تردید کرده و آن‌ها را به‌سوی جست‌وجوی گزینه‌های جدید سوق داده است. کشورهای حوزه بالتیک نیز که به حمایت آمریکا اتکا داشتند، اکنون با نوعی سردرگمی مواجه‌اند. همچنین ایالات متحده عملاً مصر را نیز از دست داده است.

در سطح جهانی، اسرائیل با انزوای فزاینده‌ای مواجه شده است. سیاست‌های دولت به رهبری بنیامین نتانیاهو پس از ۷ اکتبر، موجب افزایش بی‌سابقه انتقادات شده است. کشورهایی مانند برزیل، بولیوی، کلمبیا، آفریقای جنوبی، ترکیه، اردن و برخی دیگر، روابط دیپلماتیک خود را کاهش داده یا تعلیق کرده‌اند.

در سطح حقوقی نیز، اقدام آفریقای جنوبی در طرح دعوی نسل‌کشی و درخواست صدور حکم بازداشت از سوی دیوان کیفری بین‌المللی علیه نتانیاهو، بیانگر افزایش فشارهای بین‌المللی است.

نظرسنجی‌ها نیز نشان می‌دهند که نگاه منفی به اسرائیل در بسیاری از کشورها افزایش یافته است. حتی برخی از کشورهای نزدیک به اسرائیل نیز در حال بازنگری در روابط خود هستند.

توافقات موسوم به «ابراهیم» نیز در پی تحولات غزه عملاً کارکرد خود را از دست داده‌اند. در همین حال، برخی کشورهای اروپایی همچنان روابط خود را حفظ کرده‌اند، اما فاصله‌گیری از سیاست‌های دولت اسرائیل و تمایل به شناسایی فلسطین افزایش یافته است.

در مجموع، ایالات متحده و اسرائیل با کاهش شدید اعتبار و افزایش انزوا در سطح بین‌المللی مواجه شده‌اند. این وضعیت، نتیجه مستقیم سیاست‌های رهبرانی چون جو بایدن، دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو تلقی می‌شود.

در این چارچوب، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که «عقلانیت دولتی» در این کشورها چه وضعیتی دارد. اگر چنین عقلانیتی همچنان وجود داشته باشد، آیا این سیاست‌ها را آگاهانه و در راستای اهداف بلندمدت اتخاذ کرده است؟ یا اینکه این روندها نشان‌دهنده نوعی ناتوانی در کنترل تحولات است؟

در نهایت، این فرضیه مطرح می‌شود که شاید نوعی «دگرگونی پنهان» یا «انقلاب خاموش» در ساختار قدرت این کشورها رخ داده باشد؛ تحولی که اهداف آن، تضعیف جایگاه بین‌المللی این کشورها و ایجاد تغییرات بنیادین در نظم جهانی است.

اگر چنین فرضیه‌ای صحیح باشد، پیامدهای آن می‌تواند بسیار گسترده و حتی تعیین‌کننده برای آینده نظام بین‌الملل باشد. روشن شدن ابعاد واقعی این تحولات، نیازمند گذر زمان و تحلیل‌های عمیق‌تر است.

در صورت آشکار شدن این واقعیت‌ها، ممکن است جهان با شوکی بزرگ مواجه شود و حتی بتوان از ورود به مرحله‌ای جدید در تاریخ بشر سخن گفت.

در نهایت، باید منتظر ماند و تحولات را با دقت دنبال کرد.


الپر تان
 

Tüm hakları SDE'ye aittir.
Yazılım & Tasarım OMEDYA